تموم شد؟ به کل فراموش شدم؟ هوم!؟
برچسب:
نویسنده: مهراد زارعیان
برچسب:
نویسنده: مهراد زارعیان
برچسب:
نویسنده: مهراد زارعیان
آرام باش
هیچ چیزارزش اینهمه دلهره راندارد.
مارفته ایم.
والان تاریخ ۱۴۹۸ است!
برچسب:
نویسنده: مهراد زارعیان
برچسب:
نویسنده: مهراد زارعیان
برچسب:
نویسنده: مهراد زارعیان
برچسب:
نویسنده: مهراد زارعیان
برچسب:
نویسنده: مهراد زارعیان
برچسب:
نویسنده: مهراد زارعیان
برچسب:
نویسنده: مهراد زارعیان
برچسب:
نویسنده: مهراد زارعیان
برچسب:
نویسنده: مهراد زارعیان
چندماه ننوشتم تاازیادها فراموش بشم و کامنتهای بی محتوا وآزاردهنده تموم بشن و نفسی بکشم اما بی فایده بود و هنوزهم این کامنتهاازسمت آدمهای بی نام و ترسو نصیبم میشه.دیگه چکارکنم؟
گفت:
نه فراموش نمیشی...چون خاطرات خوبی تو ذهنا ساختی و...
واین جمله من به آرامش ,ی پاییزی رسوندکه چندماهه منتظرشم.
ممنون دوست خوب من.
برچسب:
نویسنده: مهراد زارعیان

بالاخره بعداز سالها همین دم عیدی منم به خواسته دلم رسیدم
برچسب:
نویسنده: مهراد زارعیان
ای بابا نمیشه اینجا دوکلوم حرف از آرزو و خواسته دل زد! سریع ذهن دوستان میره سمت ازدواجوفکر می کنند که من زن گرفتم!!والا من ده ساله اصفهان زندگی می کنم و همش هم داخل آپارتمان بوده و حسرت به دل موندم که سه چهارتا جوجه خروس نگه دارم! اینکه تا پام رسید به شهرستان چهارتا جوجه زرد خریدم و انداختم تو حیاط و به آرزوم رسیدم! همین! ..گفتم آخر سالی ذهنتون کمی کنج
برچسب:
نویسنده: مهراد زارعیان