
ترم اول دانشگاه عاشق خانومی شدم که اونم مثل خودم ترم اولی بود اما جرأت حرف زدن باهاش نداشتم و خیلی کم رو بودم و ازدور فقط نگاش می کردم.ترم دوم که شد تنهاراهی که به مغزم رسیداین بود که نامه براش بنویسم اما چجوری باید به دستش برسونم!؟ وتنهاراه چاره پست کردن نامه بود!اماآدرسش نداشتم!چه بایدمی کردم!؟ تنهاآدرسی که ازش داشتم آدرس دانشگاه بود! پس نامه رو نوشتم و بردم اداره پست و باپست پیشتاز فرستادم به آدرس دانشگاه وروی نامه هم نوشتم برسد به دست خانوم....! بعدازدوروزدیدم خبری ازخانومه نشد!یعنی خودش بوداما هیچ حرکت خاصی ازخودش نشون نمیداد! گفتم نکنه نامه به دستش نرسیده! این شدکه رفتم اداره پست و پیگیرنامه شدم. متصدی پست گفت که نامه به آدرس فرستاده شده و تحویل حراست دم در دانشگاه داده شده! ومن ...
ادامه مطلب
آیامی دانستید باعث اختلاف بین دوکشورقطروامارات یک زن می باشد!؟ اینجا 0_o +نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۶ساعت20:58  توسطآقای ج | ...
ادامه مطلب
چندروزپیش یه سررسید رومیز همکارکناریم توجهم جلب کرد وفکرکردم یه دفترکاریه وباید انجامش بدیم پس برش داشتم تا انجامش بدم وصفحه وسطش که بازکردم اولین کلمه ای که به چشمم خورداسم خودم بود! کنجکاوشدم وخوندمش! متنش این بود: آقای ج پسرخوب ومهربونیه ودرکارهابه همه کمک می کنه.نه خسیسه ونه دست ودلباز.درسته کمی رواعصاب راه میره! اما درکل به دل میشینه ودوست خوبیه برام! اما، وقتی قیافش می بینم تموم محاسن وخوبیاش یادم میره!! این متن درمورد بنده در دفترخاطرات ایشون بود! باخوندنش سریع دفتربستم و گذاشتم سرجاش و به رو خودم نیاوردم وچیزی هم تاحالابهش نگفتم.فقط ازاون ر...
ادامه مطلب