چی میشه گفت!؟ - تاریخ: 1396/11/6 ساعت: 5:44
احتمالا همتون بااین صحنه مواجه شدین که درهمه شهرها در یک خیابون خاصی یه سری کارگر بیل و کلنگ بدست منتظرن که کسی بیادو ببرتشون سرکار. حالا یه انسان نانجیب پیداش شده که بایه نیسان رفته سروقت این بنده خداها و ده دوازده نفرشون سوار کرده و برده بیرون شهر و گفته این زمین خالی شروع کنیدبه کندن و رفته! این ...
عاشقی - تاریخ: 1396/11/6 ساعت: 5:44
ترم اول دانشگاه عاشق خانومی شدم که اونم مثل خودم ترم اولی بود اما جرأت حرف زدن باهاش نداشتم و خیلی کم رو بودم و ازدور فقط نگاش می کردم.ترم دوم که شد تنهاراهی که به مغزم رسیداین بود که نامه براش بنویسم اما چجوری باید به دستش برسونم!؟ وتنهاراه چاره پست کردن نامه بود!اماآدرسش نداشتم!چه بایدمی کردم!؟ تن...
همیشه پای یک زن درمیان است! - تاریخ: 1396/11/6 ساعت: 5:44
آیامی دانستید باعث اختلاف بین دوکشورقطروامارات یک زن می باشد!؟ xa0اینجا xa00_o +xa0نوشته شده در xa0سه شنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۶ساعتxa020:58&nbsp توسطxa0آقای جxa0 |xa0
تنها - تاریخ: 1396/11/6 ساعت: 5:44
جدیدا برای فرار از تنهایی و افکاری که مثل خوره افتاده به جون ذهن و روحم به دیدن انیمیشن پناه میبرم! الان دوشبه که دارم انیمیشن احتمال بارش باران کوفته قلقلی۱_۲ نگاه می کنم! قشنگ بود! وبرای امشب چه کنم!؟:( سی وپنج سالمه و کودک درونم هفت سالشه!xa0 . . خب مثل اینکه بعضی دوستان هم حذف وب کردن و سایه شون...
آخ جون! - تاریخ: 1396/11/6 ساعت: 5:44
جونم براتون بگه که اطراف ساختمون شرکت دوربین نظارتی کارگذاشته شده وجناب رئیس همیشه در حال نظارته پیرامونه! یکی از کاربردهای این دوربینها نظارت بر پرسنلیه که یواشکی میرن پشت ساختمون وسیگار می کشند.واگر دیده بشن همین جناب رئیس باهاشون برخورد می کنه!xa0 حالا امروز رفتم که همکارم پشت همین ساختمون صداش ک...
تقدیم به عشقم - تاریخ: 1396/11/6 ساعت: 5:44
فضول! مگه تو عشقمی که اومدی ادامه مطلب هوم!؟ خب عشقم حالا که اومدی بتعریف تابخندیم!! +xa0نوشته شده در xa0سه شنبه سوم بهمن ۱۳۹۶ساعتxa019:28&nbsp توسطxa0آقای جxa0 |xa0
خوشبحالتون - تاریخ: 1396/11/2 ساعت: 17:09
حسرت میخورم چون: یه دوست عزیزی چون من دارید!! لوسم خودتی!:/ به روحم اعتقاد ندارم! عمه هم خداروشکرندارم!! +xa0نوشته شده در xa0دوشنبه دوم بهمن ۱۳۹۶ساعتxa012:19xa0 توسطxa0آقای جxa0 |xa0
مشکلت چیه!؟ - تاریخ: 1396/11/2 ساعت: 1:44
دوست محترمی که چندماهه میری وبلاگ دوستانم و درمورد من بدمیگی دقیقا هدفت ازاین کارچیه!؟ چیو میخوای ثابت کنی؟xa0 شکلات تلخ و xa0چندنفرازدوستانم چند ماه پیش به من هشدار دادن که شخصی براشون کامنت گذاشته و درمورد من بد گفته! اینکه من هکرم و وبلاگ دیگران هک می کنم! الانم ماهی قرمز بخاطر کامنت اون ازخدابیخ...
سوتی - تاریخ: 1396/11/2 ساعت: 1:44
نمیدونم چراجدیدا اینقدرسوتی میدم! مثلا به همکارجدیدمون گفتم: ها چیه چایی نخورده مویز شدی!! یا پشت تلفن به مادرم درمورد کار اشتباه برادرم میگم:xa0 هرکی خربزه میخوره پای سگش میشینه! یا به جناب رئیس گفتم: پفک به دستتون رسیدو لیسیدین!!؟ (آخه خودم همش درحال لواشک خوردنم و یه لحظه قاطی کردم!) یابه آبجی می...
دوستیابی - تاریخ: 1396/10/26 ساعت: 22:29
احساس می کنم وبلاگم شده محل دوستیابی! آخه بعضی دوستان دراین وب بابرخی دوستان آشنامیشن و به وبشون میرن و ادامه ماجرا! اتفاقا خوشحالم که به یه دردی خورداین وب ما! ازطرفی میخواستم شروع کنم به معرفی بهترین وبلاگها ازنظرخودم اما گفتم باعث رنجش بعضی دوستان میشه و منصرف شدم! اگرشما تمایل داشتید دست به معرف...
می کشمت! - تاریخ: 1396/10/26 ساعت: 22:29
من بالاخره می کشمش! کیو!؟ جناب رئیس فرصت طلبو!xa0 مگه بیخیال جریان پیامک و پفک و قهر میشه!؟الان چند روزه که ازاون ماجرا گذشته و این آقا ول کن نیست! هی پیام میده بااین مضمون: بادرود، لطفا جهت هماهنگی با شرکتهای پیمانکار راس ساعت ۹بامداد در سالن اجلاس حضور یابید.پفک هم یادت نره! شبها خواب ندارم نه از ...
خداحافظ - تاریخ: 1396/3/26 ساعت: 5:09
بدلایلی دیگه نمیخوام بنویسم وازدنیای مجازی میخوام که خداحافظی کنم.ممنونم که دراین مدت تحملم کردید.به اندازه کافی تحقیرشدم وفحش خوردم! برای تک تک دوستانم بهترینهارو آرزومندم. خداحافظ. + نوشته شده در xa0دوشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۶ساعتxa00:57xa0 توسطxa0آقای جxa0 |xa0
زنگ میزنیم تاثواب کنیم! - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 14:05
یکی ام نیست زنگ بزنیم وواسه سحربیدارش کنیم وثوابی ببریم وبگیم عزیز التماس دعا داریم! وبعد ازبه نتیجه رساندن مزاحمت خودمون بخوابیم! واسه همین که کسی نداریم واینکه کرم درونمون بیکارنمی موندزنگ زدم به آبجیم که بخاطرمشکل معده روزه نمی گیره وبیدارش کردیم ونتیجه اش شد این: کثافت آشغال لوس روانی توکه میدون
بجون خودت من زن ندارم! - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 11:22
یه خانومی سرصبح زنگ زده به من و... من: الو سلام بفرمایید! خانومه:سلام و زهرمار چرا سکه ی مهریه این ماهم نیاوردی بدی!؟ من:جااااانم؟ خانوم اشتباه گرفتی! خانومه: تو غلط کردی! فکر کردی صدات عوض کنی نمیشناسمت؟ اگه امروز سکه رو نیاوردی ازت شکایت می کنم! من:عه! خانوم محترم به جون خودت من زن ندارم واشتباه گ
پشه قزوینی! - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 4:51
فکرکنم پشه های خونه ما اصالتا قزوینی باشند! نکه خونه تنهام اینکه شبها بی البسه میخوابم(لطفاتصورلخت خوابیدن من نداشته باشیدچون چیز جالبی ازآب درنمیاد!) وازاونجاییکه هوا درشب خنکه کولر روشن نمی کنم ویه لنگه پنجره رو باز میزارم وعملا بااین کار پشه هارو دعوتشون می کنم به خونه!xa0 این لخت خوابیدن باعث هج...
تف تواین قیافه! - تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 13:50
دیشب حوالی ساعت ده از سر بی حوصلگی رفتم تو پارک سرکوچمون نشستم.هوا خنک بود و پارک پراز جمعیت.گاهی سرم تو گوشی بود وگاهی نگاهم به مردم اطراف.وچقدرتنهابودن دراین مواقع زجردهنده است. تو حال خودم بودم که یه آقای میانسالی اومد کنارم نشست و گفت: عزیز،چیزی میخوای!؟ گفتمش نه! فرمودن که: ازهرنوعش که بخوای دا
سپاس - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 11:12
عرضم به حضورتون که؛ سپاسگذارم بابت معرفی کتابهایی که خوندیدو دوست داشتیدکه دیگران هم بخونند ولذت ببرند.به واقع من هیچ کتابی بجز حسنی نگو بلا بگو اونهم بیست وپنج سال پیش نخونده بودم! اما حالا میدونم چه کنم! ففط یه سری مشکل در راه خوندنم دارم که ایشاا...در چند روز اینده مرتفع میشه و به اهدافم میرسم.لذ...
همکار - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 11:12
یه همکار متولد ۶۶دارم که خداییش پسرخوبیه.درکار کم نمیزاره.حرف گوش کنه.خلاصه که ازهرلحاظ بگی خوبه.اماااا،روزی نیست که این بشر نگه که یه مورد جدید واسه ازدواج واسه خودش پیدانکرده!یه روز میگه یه خانوم پرستار یافته! روز دیگه میگه یه خانوم معلم،فرداش میگه یه کارمندبانک،دوباره یه پرستار دیگه،یه دانشجو،یه
بیا بیا بکش منو! - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 11:12
امروز چندشنبه است!؟دیروزچندشنبه بود!؟دوروز پیش چطور!؟میخوام این بگم که از پنج شنبه تاامروز شرکت تعطیل بوده و کسی هم مسلمانیومده سرکار.پس هیچ اتفاقی هم دراین مدت نیفتاده! خب،امروز ساعت ده دقیقه به هفت اینجانب بداقبال بدشانس پابه ساختمون اداری میزارم و درراه رو قدم زنان به سمت دستگاه ساعت زنی میرفتم،ک
نیت کودکانه - تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 17:02
فکرمی کنم وقتی به دنیاآمدم تنهاجمله ای که به زبان آوردم این بود: بسم ا... نیت می کنم سی واندی سال تنهابمانم برای رضای خداقربة الی ا...!! حال ازترس شکسته شدن نیتم که به مثال نمازهای واجب است می ترسم که ترکش کنم آنهم نه ازترس عذاب الهی که ازترس ترک عادت.می ترسم پاهای بی رمقم راازجاده منتخبم به کناربک

برچسب‌های مرتبط

خسته ام | خسته ام من | خسته ام مثل | خسته ام از دنیا | خسته ام علیزاده | خسته ام از این کویر | خسته ام شعر | خسته ام از خودم | خسته ام از آرزوها آرزوهای شعاری | خسته ام من یساری